



اينم چند تا عكس براي عاشقاي مهربان كه دلشون مثل خورشيد ميدرخشه
دوست تون دارم دست اي من
با سلام بعد از ۲ سال اميد وارم همه اي اداما به مراده دلاشون رسيده باشن و براي اين عاشقه شكسته دلم دعا كننين

سکوت ميکنم که نگفتنم بهتر است که نفس کشيدنم بهانه است.
بهانه اي براي انتظار. دروغ و صد دروغ که برگردي.
باور نکردن رفتنت از کنار من. شکستن سکوت شب با گريه هاي من.
خسته ام از بي وفايي تو نمي توانم حتي گله اي کنم از حرف هاي تو.
اين عشق گلويم را بسته...چه بگويم که نگفتنم و گفتنم رسواييست!
دليل بر نبودن عقل است بر اين عاشق تنها !
از بس نوشتم و پاک کردم ... خسته شدم !
از بس دروغ شنیدم و نامردی دیدم حالم گرفته شده !
از بس محبت دیدم و با ناباوری ، توخالی دیدمشون دلم شکسته !
توی دلم پر شده از یه دنیا حرف ، اما نمی تونم بگم .
یه عالم دیگه توی ذهنمه و واژه هایی از یه دنیای دیگه می نویسم .
مگه تفاوت بین درون و برون انسان چقده ؟
یعنی تا اینحد ذهن و روح آدما با حقیقت دنیای واقعی شون فاصله داره ؟
نمیدونم این جمله ها رو هم باید پاک کنم یا نه !
خیلی خسته ام ! از همه چی !
چرا با این همه زحمت ، هنوز هم اتفاق ها روتین میشه ؟
دلم گرفته !
یعنی میشه فردا یه روز تازه باشه ؟!
دلم میخواد پر بزنم و اونقدر توی آسمون اوج بگیرم که دیگه جاذبه هم نتونه
برم گردونه .
اما بال کو ؟!

توي يك ديوارِ سنگي
دو تا پنجره اسيرن
دو تا خسته دو تا تنها
يكيشون تو يكيشون من
ديوار از سنگِ سياهه
سنگِ سرد و سختِ خارا
زده قفلِ بي صدايي
به لباي بسته ي ما
نمي تونيم كه بجنبيم
زير سنگيني ديوار
همه ي عشقِ من و تو
قصه هست قصه ي ديوار
.......
هميشه فاصله بوده
بين دستاي من و تو
با همين تلخي گذشته
شب و روزاي من
راه دوري بينِ ما نيست
اما باز اينم زياده
تنها پيوندِ من و تو
دستِ مهربونِ باده
ما بايد اسير بمونيم
زنده هستيم تا اسيريم
واسه ما رهايي مرگه
تا رها مي شيم ميميريم


گفتم که شیرین منی.
گفتی تو فرهادی مگر؟
گفتم خرابت میشوم.
گفتی تو آبادی مگر؟
گفتم ندادی دل به من.
گفتی تو جان دادی مگر؟
گفتم زکویت میروم.
گفتی تو آزادی مگر؟
گفتم فراموشم نکن.
گفتی تو در یادی مگر؟
گفتم خاموشم سالها.
گفتی تو فریادی مگر؟
گفتم که بر بادم مده.
گفتی نه بر بادی مگر؟
گفتم که این نامه رو بخون.
گفتی که الافم مگر


اومدم بگم دوستت دارم و هيچ وقت نميتونم فراموشت كنم
فراموش كردن تو يعني گم كردن هدف زنده بودنم
فراموش كردنت يعني مردن روحم
فراموش كردن تو يعني تبديل شدن دلم به يه بيابون خشك و بي مصرف
فراموش كردنت يعني مرگ تا عبد
فراموش كردنت يعني از ياد بردن نعمت خدا كه تو دلم يه عشق رو پديد اورد
فراموش كردنت يعني مرگ دلم بي بهونه
فراموش كردنت يعني خيانت به خودم
و فراموش كردنت يعني يك دنيا پشيماني و رنج
جان من جان مني نازنينم سرو سامان مني
دين و ايمان مني جان من جان مني
چشم ناز تو خمار مي بري از دلم ارام و قرار
همه دار و ندار چشم ناز تو خمار
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
قد و بالاي تو شراب مده بر زلف پريشان شده تاب
به دلم رنج و عزاب
گل نرگس تن تو گل چين چين شده بر دامن تو
گل نرگس تن تو
ميكشم در نفسم بوي تو را كس ندارد به جهان موي تو را چشم و ابروي تو را
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
جان من جان دلم به از اين باش كه پريشان دلم
بي تو ويران دلم
هر چه گويي تو همان هر چه خواهي تو بكش خط و نشان
اي بلاي تو به جان
ميكشم در نفسم بوي تو را كس ندارد به جهان موي تو را چشم و ابروي تو را
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
با من به از اين باش مهربان من باش
با من به از اين باش يار مهربان من باش
|
گلابتون بهارت دیگه بهار نمیشه ........................... اون بی قرار عاشق رفتش واسه همیشه از لا به لای حر فاش میشد یه چیز رو فهمید .......... این که دوستت نداره از گفتنش میترسید تو خیلی ساده بودی که واسه اون می مردی .........نامردی کردو رفتش اخر یه دستی خوردی پیش خودت نگفتی شاد حرفاش دروغه .................. اخه تو این زمونه کی این طوری پر فروغه یادت میاد چه شب ها دلواپسش نشستی ؟........اون رفت ودیگه نیومد هم پای شب شکستی حالاد یگه گذشته گریه فاید نداره ...................................... نذار دل صبورت بشکنه باز دوباره گلابتون عزیزم ... سرنوشت بی گناه ............................ گلخونه هم یه روزی زمستونش تو راه صبرو پاک وعاشق منتظر بهار باش ..................................شاید یکی یه رز غم دلت رو برداش امد و از ته دل هوایی دلت شد .............................. یه وقت به یاد دیروز نگی که نخیر بی خود اگه تو اینجور بگی اونم دلش میشکنه .............................گلابتون زندگی سخته واست یک تنه این شعرو نوشتم تا بدونی میدونم .................... دل منم شکستن حرف هات رو خوب می فهمم
|

عمريه غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو ميدوني؟
هر چي بهش ميگم تو ازادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب
تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ،
شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ
ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،
مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر
تو توي درياي اشك مي خوابه ،
ولي تو اون رو نمي بيني!...